شمس الدين حافظ
39
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
و حال و هوايى زيبا و به يادماندنى داشتيم . در سال 1356 به كشور كويت و عراق و دبى رفتم ، در آن ديار نيز با آن تعصبات خاص عربى ، شبهاى شعر حافظ با شعراى عرب و تطبيق آنها آنچنان شور و غوغايى برپامىكرد كه اين جلسات تا پاسى از نيمههاى شب ادامه مىيافت . سال 1358 در عربستان اقامت داشتم ، به ويژه در شهرهاى مدينه و مكه كه به قصد اعتكاف در جوار پيامبر و ائمه اطهار و خانه خدا رفته بودم تا با صدق دل ، خود را از كاستىها خالى كنم و چه روزها و شبها در غار حرا ( نور ) و يا در صفه برابر بارگاه ملكوتى پيامبر اكرم ( ص ) با خداى خوش راز و نياز مىكردم ؛ در آنجا نيز دربارهء اشعار عرب و حافظ با انديشمندان آن ديار ما را به بحثهاى زيادى مىكشاند . در سال 1367 در تاجيكستان كه به دعوت عمر عثمان از كتابخانه فردوسى شهر « دوشنبه » به آن ديار رفته بودم در بزم شاعرانه زياد شركت كردم و " عبيد رجب " شاعر معروف تاجيك كه اشعارش در دلبستگى و عشق الهام گرفته از اشعار حافظ بوده و حافظخوانى رواج داشت . تاجيكستان ستارگان درخشان زيادى به آسمان ادب ايران اهدا كرده است از جمله : رودكى - شهيد بلخى - مولانا - ناصر خسرو - كمال خجندى و دانشمندانى چون بيرونى - خوارزمى ، زمخشرى و نجم الدين كبرى را در دل خود پرورانده و آن زمان كه جزء ايران بوده ، به آسمان ادب ايران درخشندگى خاصى داده است ، ازاينرو مردم آن ديار به ايرانى و ايران و حافظ ، سعدى ، فردوسى و . . . عشق زايد الوصفى دارند . بايد اقرار كنم كه در هر ديار و سرزمينى كه وارد شدم و به تحصيل و تحقيق و تدريس پرداختم حافظ و شعر او از من و ما جلوتر حضور روحانى داشت و شيفتگان وى از پنجرهء خانهء غزليات حافظ به ما نظاره مىكردند ، چه عرب و چه عجم و چه اروپايى و چه آسيايى ، همه و همه حافظ را خوب مىشناختند . در سال 1355 در اسپانيا و ايتاليا كه بودم ، در بارسلون در آپارتمان يكى از اقوام ، سكونت داشتم ، پيرمردى كه اصلا « مراكشى » بود ولى به قول خودش 65 سال در بارسلون زندگى مىكرد ، اشعار حافظ را به عربى مىخواند و در شهر رم پايتخت ايتاليا خانمى مىگفت از سال 1345 تا 50 با شوهرش در ايران زندگى كرده ، او اشعار حافظ را به خاطر سپرده و حفظ كرده است . حافظ ، حتى در زندان هم مونس و همراه زندانيان است ، وقتى 23 سال قبل زندان سياسى بودم ، به خاطر دارم تنها در زندان مونس و همدم بنده و سايرين كه اكثرا فرهيختگان بودند ، قرآن كريم و ديوان حافظ بود و شب و روز اين دو همگام و همراه و همدم من و ما بودند ، واقعا حافظ كه بوده است ؟ ! جواب اين پاسخ را بايد در شناسنامه يا مدرك تحصيلى و يا در مفاهيم و عبارات بلند او جستجو كنيم ؟ ! هنوز فهم و درك ما از حفظ قرآن اندك است و او خود اقرار مىكند كه اينهمه شهرت و آوازه را از بركت قرآن دارد .